من سالار کابلی هستم،
توسعه‌دهنده نرم‌افزار ارشد.

ترک شبکه‌های اجتماعی

کسایی که من رو میشناسن میدونن که من علاقه زیادی به توییتر داشتم از اول. سال‌های خیلی زیادیه که حساب توییترم خیلی فعال است و در مورد همه چیز توش می‌نویسم. از دو سال پیش که از ایران اومدم بیرون یه حساب توییتر دیگه ساختم و حرفای روزمره‌ام رو توی اون منتشر کردم و اکثر کسایی که تو حساب اصلیم دنبال میکردم رو هم توی اون حساب هم دنبال کردم چون حساب اصلی و قدیمیم رو بیشتر اختصاص دادم به ارتباطات جدیدم تو این فضای جدیدی که توش هستم.

بیشتر بخوانید

انگیولار ۲ در مقابل ری‌اکت

من یه مدتی هست که شرکتم رو تغییر دادم و شرکت جدید یه شرکت خیلی بزرگه که بخش‌های مختلف داره. این بخشی که من توش کار میکنم بخش Commerce است و کارشون اینه که برای شرکت‌های و سازمان‌های دیگه، سیستم‌های فروش آنلاین (B2B, B2C) در واقع فروشگاه آنلاین، راه‌اندازی کنن.

یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که برای راه‌اندازی اینجور سیستم‌ها استفاده می‌کنن Hybris است که یه «فروشگاه‌ساز» پیچیده و گران ساخت آلمان است و مشتری‌های سازمانی این رو ترجیح میدن چون متعلق به شرکت SAP است و خب خیلی‌ها از بقیه محصولات SAP هم استفاده می‌کنن. این Hybris، با جاوا نوشته شده و برای همین این بخش از شرکت ما پر از برنامه‌نویس‌های جاوا است چون راه‌اندازی و تغییر هایبریس نیاز به مهارت داشتن در جاوا داره (متاسفانه). توی پروژه‌های Commerce که با هایبریس راه‌اندازی می‌شن، معمولا برای راه‌اندازی بخش Front-End از Angular استفاده می‌شه. حالا تا قبل از اینکه من توی شرکت شروع به کار کنم از نسخه ۱ انگیولار استفاده می‌شد ولی از وقتی من اومدم (شش ماه پیش) شروع کردن به استفاده از نسخه ۲. با وجود اینکه من مقاومت زیادی کردم و نمی‌خوساتم از انگیولار استفاده کنم، ولی به دلایلی که پایین‌تر توضیح می‌دم، متوجه شدم که برای اون محیط و اون پروژه‌ها این بهترین گزینه بوده.

بیشتر بخوانید

استفاده پیشرفته‌تر از مک

امروز صبح موقع خوندن توییتر دیدم جادی یه مطلب توی وبلاگش نوشته در مورد مکبوک و رفتم خوندمش. توی اون مطلب جادی در مورد مشکلاتی که موقع کار با مک داشت نوشته بود. منم با توجه به اینکه الان دقیقا هشت سال هست که کاربر مک هستم، تصمیم گرفتم یه مطلب بنویسم در مورد یه سری از ابزارها و چیزها که به درد کاربرهای پیشرفته‌تر می‌خوره.

بیشتر بخوانید

شبیه ساز ماتریکس LED

چند وقت پیش یه دستگاه جذاب دیدم که برای رامین فرستادم و ازش پرسیدم آیا همچین نوع صفحه نمایشی بیرون هست که بخوام براش برنامه‌نویسم خودم و این دستگاه رو نخرم؟ رامین پیشنهاد داد که یه صفحه 32x16 ماتریکسی RGB بگیرم و از اون شروع کنم ساختن چیزی که میخوام. اما با توجه به اینکه از خرید تا رسیدنش دستم کمی طول می‌کشید، تاب نیاوردم و تصمیم گرفتم شبیه ساز همین صفحه رو با جاواسکریپت بسازم.

بیشتر بخوانید

مالیات در فنلاند

یکی از جالب‌ترین مواردی که بعد از اومدن فنلاند بهش برخوردم، موضوع حقوق و مالیات بود. چون با توجه به اینکه ما در ایران خیلی به مسئله مالیات توجه نمی‌کنیم و تقریبا وقتی درآمدی داریم، بدون کسری وارد حسابمون می‌شه، بعد از اومدن به فنلاند و دریافت اولین حقوقم و انجام کارهای مربوط به مالیات خیلی تعجب کردم. با اینکه می‌دونستم از قبل که در کشورهای دیگه مسئله مالیات خیلی مهم ولی نمی‌دونستم که انقدر! برای همین تصمیم گرفتم که این مطلب رو حالا بعد از حدود ۲ سال کار در اینجا بنویسم شاید مفید باشه برای کسایی که تصمیم دارن در آینده مهاجرت کنن.

اولین چیزی که باید بهش توجه کنید اینه که وقتی به شما کاری پیشنهاد می‌شه و می‌گن حقوقش x یورو است، به این معنی نیست که شما ماهیانه x یورو دریافت می‌کنید. اون مقدار حقوق که به شما اعلام می‌شه در واقع حقوق Gross یا قبل از کسر مالیات هست و برای اینکه این پول به حساب شما برسه، چند تا بلا سرش میاد. ولی برای اینکه توضیح بدم چه اتفاقاتی می‌افته باید اول توضیح بدم که سیستم مالیاتی اینجا چطور کار می‌کنه.

بیشتر بخوانید

کار تیمی

در ادامه مطلب قبلی، که در مورد چیزهایی که بعد از مهاجرت یاد گرفتم نوشته بودم، می‌خوام باز هم بنویسم در مورد چیزهایی که در طول انجام کارهای جدیدم یاد گرفتم. چیزهایی که قبلا باید یاد می‌گرفتم ولی متاسفانه هیچوقت نشد.

مهمترین چیزی که بهش رسیدم اینه که فقط خوب یا عالی بودن در انجام یه کاری کافی نیست برای موفق شدن. من مدت‌های طولانی فکر می‌کردم اینکه تمام توان و انرژیم رو برای انجام یه پروژه یا کار می‌ذارم کافیه. ولی بعد از چند ماه کار اینجا متوجه شدم این اصلا کافی نیست و چیزهای خیلی مهم‌تری، یا به همون اهمیت تاثیر دارن توی پیشرفت در کار.

بیشتر بخوانید

بعد از ۱۱ سال

اولین نوشته این وبلاگ ۱۱ سال پیش، چند روز پیش نوشته شد. ۲۱ تیر ۱۳۸۴.
چقدر همه چیز ساده‌تر بود:

سلام!
خوشحالم بالاخره وبلاگ من هم راه افتاد ( منظورم روزنوشت هست )!
اگر شانس بیارم و خدا بهم عمر اضافی بده، اینجا مطالب جالبی رو خواهید دید!
اگه میشه ، با نظراتتون منو برای ادامه کار دلگرم کنید.
اصلا من گفتم کی هستم؟ اگه نمیدونید یه سری به پرشین تولز بزنید، اونجا یه چند نفری منو میشناسند.
من سالار کابلی، طراح و برنامه نویس وب هستم و زمینه کاری من در برنامه نویسی وب زبان php هست، تا حالا سکریپت های زیادی نوشتم و چند تا سایتی رو راه انداختم.
بازم میگم خوشحالم که یه جا هست که توش بنویسم و چند نفری هستن که باهاشون دوستم.

نکته دیگه‌ای که به چشم می‌خوره تغییر علاقم هست بعد از ۱۱ سال (در زمینه برنامه‌نویسی). اون زمان پی‌اچ‌پی می‌نوشتم و دوست داشتم طراحی وب یاد بگیرم. سال‌ها بعد پی‌اچ‌پی رو گذاشتم کنار و صرفا طراح وب شدم، و الان طراحی وب رو گذاشتم کنار و باز برنامه‌نویسی می‌کنم اما با Node و Swift. فکر می‌کنم آدم اگر ثابت یه جا بمونه می‌پوسه.

این هم لینک به اون مطلب. ۲۱ تیر ۱۳۸۴.

حباب

الان بیشتر از یه ساله که دیگه ایران زندگی نمی‌کنم. این یه سال به من درس‌های بزرگی داده و باعث شده که من جور دیگه‌ای به خودم و آیندم نگاه کنم. متنی که قراره بخونید، ویرایش نشده و خامه. هرچیزی که به ذهنم رسیده رو فقط یادداشت کردم که بتونم احساسم رو توضیح بدم و ازش بگذرم.

می‌خوام در مورد «شناخته شده بودن» حرف بزنم. چیزی که سال‌ها در ایران باهاش آشنایی داشتم. ولی باید قبلش مختصر توضیحی بدم در مورد اینکه اصلا چی شد که من «شناخته شدم»؟

بیشتر بخوانید

توسعه با سویفت، از یادگیری تا اجرا

تابستان ۲۰۱۵ در شرکت یک برنامه آخر هفته برنامه‌نویسی در شرکت برگزار کردیم و قرار شد ایده‌های شخصیمون رو با هزینه شرکت اجرا کنیم. یکی از ایده‌هایی که من و چندتا از همکارهام داشتیم این بود که برای پیدا کردن رستوران‌هایی که بوفه ناهار دارن اطراف شرکت یک اپ بنویسیم که پیدا کردن جا برای ناهار خوردن راحت‌تر بشه 😃.

من مسئولیت نوشتن اپ رو به عهده گرفتم و اون رو با استفاده از Ionic Framework پیاده سازی کردم و یکی از همکارهام هم دیتای اپ رو توی Firebase ذخیره کرد (با استفاده از یه crawler ساده). اپی که تولید شد توی اون دو روز ساده ولی کاربردی بود و کارش رو به درستی (تقریبا) انجام میداد.

بیشتر بخوانید

کار در کیاسکد

چند ماهی هست که از آخرین نوشته‌ام توی وبلاگ فارسیم می‌گذره و متاسفانه هم وقت نبود مطلب جدیدی بنویسم و هم چیز خاصی برای گفتن نداشتم. تصمیم گرفتم در مورد چیزهایی که بعد از ۹ ماه کار در کیاسکد اتفاق افتاده بنویسم تا هم شما با شرایط کار در این شرکت (و تا حدودی خیلی از شرکت‌های بیرون ایران) آشنا بشید و هم کاری کرده باشم که وبلاگ دوباره فعال بشه. این مدت خیلی از دوستان از من خواستن که مورد شرایط کاری از لحاظ فنی و از لحاظ کنی براشون بنویسم، فکر می‌کنم این مطلب پاسخ جامعی باشه.

بیشتر بخوانید