پروژهها
دستهبندیها
اینجا تولد است امروز، مثلن!
یکشنبه، ۲۱ تیر ۱۳۸۸
ســلام. (راست میگی بهروز، قشنگه!)
امروز باید اینجا بادکنک آویزان میکردم و کیکِ بزرگ شمع میآراستم. اما کی برای ما وقتی تولد راستکی مان بود بادکنک ترکاند آخر! که من بیایم اینجا جشن بگیرم مردم برقصند من بادکنک منفجر کنم برایشان دلشان یه هویی بریزد!؟ نه! این روزا وقت جشن الکی الکی نداریم ما! آنجا مردم دارند میمیرند، ما بیاییم اینجا بزنیم برقصیم؟
از این حرفا که بگذریم، چهار سال پیش دقیقن همین ساعات بود که اینجا متولد شد! یادش بخیر تولد صفر سالگیش را هم جشن نگرفتیم، تولد یکسالگی خواب بودیم، تولد دو سالگی داشتیم با بچه محلا بازی میکردیم، تولد سه سالگی کلا یادمان رفت تولد است، تولد امسال هم که الکی الکی دیدیم همه چی جدی شده، شده چهار سال که داریم مینویسیم ! ای بابا! چرا اینطوری شد؟ چرا من، ما شدم؟! مث اینکه زیادی خودمو تحول گرفتم دیگر.
الان که دارم میشمرم با انگشتام میبینم زود گذشت این چهارسال، ولی رفقا، باورم کنید این چهار سال مثل چهار قرن بود برام، پست قبلی رو که نوشتم، یه تصمیم دیگه هم گرفتم، نشستم تموم تصاویری رو که از این چهار سال داشتم مرور کردم، به ترتیب تاریخ مشخص شده بودن واسه همین، عین روز قیامت بود (تو کتابا میگن، ما که ندیدیم، راست دروغش گردن اونی که گفت)! انگار نشستم تو سینما، فیلم زندگیمو دارن بهم نشون میدن، یکیم بغل دستم نشسته داره واسم میگه چی شد چی نشد. قشنگ بود، خیلی قشنگ… چهارسال پیش یه صورت شاد داشتم، رفته رفته رنگ غم نشت روش و، روز به روز، پر رنگ تر و پر رنگ تر شد این غمِ مادر مرده! چه تصویرایی بودن رفقا، تصویرگر کارشو خوب بلد بود. یه چیزی تو این فیلمی که به من نشون دادن خیلی توجه منو به خودش جلب کرد! توی فیلم، جلاد رو ندیدم، انگار کسی که ویران کرد از پشت پرده سینما فرار کرده بود! آخر، رو نداشت من رو ببینه! خجالتیه تفلکی!
از این موضوع که بگذریم، میخوام یه چیزیو بگم، که تو دلم مونده:
- دارند آنجا میجنگند برای وطــنشان، پسر و دختر و بزرگ و کوچکش زیاد فرقی ندارد، بالا یا پایین بازهم تفاوتی نمیکند! دارند با جان و دل میجنگند. دوستشان دارم. مدت زیادی بود که شرفـــ را با چشمانم ندیده بودم. بچهها، درود به وجودتان، ما را هم اگر قابل میدانید، در کنار خود حس کنید.
یک نکته دیگر را عارض شوم و بساط سخن برچینم:
- «ماورای وب» تولد چهار سالگیت مبارک!
درود.
سالار.
ديدگاهها ۹ ديدگاه
-
بهروز:
سلام ..
۲۱ تیر ۱۳۸۸ - ۹:۰۸ ق.ظ
تبریک میگم . ایشالا ۱۰۰ ساله بشه . چون خودت -
saba:
salam
۲۱ تیر ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۸ ق.ظ
tavalodesh mobarak . bachat 4sale shod pir shodi, ye fekri bokon !
omidvaram az in be bad daftary beshe baraye khaterate khobet , baraye sabte pishraftaye zendegit & GL -
شهرزاد:
yadet miad koochooloo boodi..moochoolooo budi hala shodi eshghe mann ei bala??..tavalode 4 salegie sitet mobaraak..sitet vase man mesle (dolme & dolma)mimune..:d,,mesle in 2ta dustesh daram…fadat shaaaaaaammmmmmmmm…duset daram..ishala tavalode khodet …MaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaCH
۲۱ تیر ۱۳۸۸ - ۳:۰۵ ب.ظ -
شهرزاد:
BY THE WAY,,ACHEGHETAAAAAAAAM
۲۱ تیر ۱۳۸۸ - ۳:۰۶ ب.ظ -
sara:
مبارک باشد ۴ سالگی دست نوشته هایت! مناسبت ها را می توان به هم پیوند داد! خوب است فراموش نکردی!
۲۲ تیر ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۹ ق.ظ
امیدوارم شهرزاد جان هم زود تر خوب شود -
jalize:
کاربر گرامی، پست الکترونیکی و یا آی.پی شما غیر مجاز است. شما حق استفاده از این سامانه را ندارید. لطفاً مجدداً تلاش نفرمائید. مدیر.
۲۴ تیر ۱۳۸۸ - ۶:۵۰ ق.ظ -
sabiii:
tavalodesh moobaaaaaaaaaaaaaaaaraaaaaaaaak.ishalla jashne 100000 salegisho ba jashne tavalode khodet yeja begirim.gol kashti.eyval.
۲۴ تیر ۱۳۸۸ - ۹:۱۷ ب.ظ -
فربد نیک اقبال:
سلام جناب آقای کابلی
۱۹ شهریور ۱۳۸۸ - ۸:۰۵ ب.ظ
من اسکریپت فارسی نیوز را نصب کرده ام ، در آدرس زیر …
http://www.dena1.danagig.ir/dena_news/index.php
در بخش مدیریت خواسته شده که کد ثبت را وارد کنم. این کد چیه و از کجا باید تهیه کنم.لطفا راهنمایی کنید.
از لطف و همکاری شما بسیار سپاسگذارم. -
سالار:
@فربد نیک اقبال
سلام دوست عزیز.
به کد نیازی نیست، به این دلیل که این پروژه به اتمام رسیده.درود.
۱۹ شهریور ۱۳۸۸ - ۹:۴۳ ب.ظ
ثبت ديدگاه