این چهار سال

سه شنبه، ۱۶ تیر ۱۳۸۸

هر دفعه که اول هر مطلب مینویسم سلام یه حس مسخره بهم دست میده که اصولن چرا سلام می‎کنم؟ ولی خب اگر سلام نکنم هم یه جوریه، پس سلام.

دو شب پیش یکی از دوستان قدیمی – «رضا» – یه نظر تو یکی از مطالب دو سال پیش داده بود، منو وادار کرد به شدت به فکر فرو برم. یه لحظه به این فکر افتادم که اساسن دلیل ایجاد این وبلاگ چی بود سال ۸۴ ؟ این بود که من یه برنامه نویس بودمو میخواستم بیشتر بحث تخصصی مربوط به کارمو تو این وبلاگ داشته باشم تا مطالب روزانه و عادی. بعد از این فکر، تصمیم گرفتم که تمام مطالب این ۳ سال و ۱۲ ماه رو یه نگاه بندازم با تمام نظرات مربوطه (چند روز دیگه این وبلاگ ۴ ساله میشه و وارد پنجمین سال وبلاگ نویسی من میشیم. ۲۱ تیر).

در حین بازنگری مطالب خیلی چیزها برام جالب بود، اینکه شخصیت و رفتار یه آدم چقدر میتونه توی چهار سال تغییر کنه. فکر نمیکردم انقدر تغییر کرده باشم. خیلی از مطالبم برای خودم ناراحت کننده بودن، تعداد زیادی هم تا حد زیادی مضحک به نظر می رسیدن. از همه جالب تر بحث و جدل هایی بود که توی قسمت نظرات شده بود. برداشت آدمای دیگه از رفتار من برام جالب بود.

مثلن دوستی به این مضمون یه نظر گذاشته بود: (البته نظر اصلی فارسی لاتین نوشته شده بود)

ببین سالار من از روی که با تو حرف زدم از حرفات فهمیدم که هیچی بارت نیست و فقط بلدی الکی افه بذاری … تو خودتم میدونی که هیچی نیستی … حالا اینا به کنار… چرا با این حرفات به عقاید دیگران توهین میکنی ها؟! فکر کردی با فارسی کردنه یه News Engine دیگه خدایی؟؟ نه داداش هنوز خیلی راه مونده پس دعا کن آدم بشی.

در نظر اول وقتی این متن خونده میشه احساس خوشایندی به آدم دست نمیده، ولی خوب، جالبه که این نوع نظرات خیلی بیشتر توجه منو جلب میکنن نسبت به تعاریف و حرفای دیگه. بهرحال، با خوندن مطالب خودم و دیدگاه های دوستان به این نتیجه رسیدم که بعد از این چهار سال، یه مطالبی باید گفته بشه بهر حال، بهتر بود اینها روز تولد وبلاگ عنوان بشن، ولی خب امروز هم یه روزی مث همون روزه!

یکم: داستان رومانس من:
این ماهیت آدما خیلی بهتر از قبل برام روشن تر شد که نمیتونن رو حرفی که زدن بایستن، یعنی براشون سخته عهد و پیمان رو تا آخر نگه دارن. همین میشه که تنوع مطالب رومانس و آنتی رومانس توی قسمت نظرات و حرفای خودم تو این چهار سال خیلی زیاده. با اینکه اون زمان سنم بالا نبود، ولی خب درگیریهای پیش اومد با چند نفر (حداکثر دو نفر که قابل بیان باشه). آدم که از دور به زندگیش نگاه میکنه ، یه چیزهایی رو باور میکنه که در حالت عادی جون به جونش کنن تو کتش نمیره! یکی اینکه، لذت های لحظه ای و موقتی و رفع تنهایی های آنی، چنان میتونه انسان رو از واقعیت و مکان عقلانی دور کنه که دیگه برگشت تقریباً غیر ممکن به نظر برسه. ماهیت انسان اینه که وقتی تنهاست و جایی برای پناه نداره، به هر کسی پناه میبره – ولو اینکه تفاوتش با اون شخص زمین تا آسمون باشه – و این پناه بردن باعث مشکلاتی میشه که حل کردنش کار آسونی نیست. چون انسان، طوریه که اگر عادت به چیزی کنه، مخصوصن وقتی اون چیز یه انسان باشه و از جنس مقابل – ترک این عادت باعث بیماری های بزرگی میشه. چون به هر حال رابطه ای که شروعش از روی عقل نباشه و فقط احساس، قوه تصمیم گیرنده باشه، دیر یا زود به جدایی میرسه. این مطالب رو با خوندن مطالب متضاد من در مورد زندگی عشقیم تو این چند سال میتونین به روشنی درک کنین. + و صد البته، کسانی بودن که این نکته ها رو اون زمان به من گوشزد کردن ولی کو گوش شنوا؟

دوم: زندگی مذهبی من:
برخلاف داستان رومانس که معمولن شامل یک سری بحث های عاطفی میشه، مسائل مذهبی باعث میشن که بحث های سنگین و خطرناکی به وجود بیاد. من همونطور که قبلن هم عنوان کردم، به دین اسلام عقیده ای ندارم، ولی در میان مسلمانان عزیز زندگی میکردم این مدت و به این دوستان احترام میگذارم. و این زندگی اجباری، باعث میشد که گاه، فشارهایی به من وارد بشه که مجبور بشم تو محیط عمومی مثل وبلاگم نظراتم رو بیان کنم. البته در همای جای دنیا یه قانونی وجود داره به اسم آزادی بیـان، ولی متاسفانه تو کشور عزیزمون، حتی بین مردم این رسم هست که کسی حق نداره بر ضد ارزش های رایج جامعه سخنی – ولو حق – به میان بیاره. و همین مطلب باعث شد تا افراد زیادی بر ضد اعتقادات و نظرات من قد علم کنن و مطلب ناخوشایندی رو بیان کنن. این مطلب رو باید بگم که اعتقادات من، نظرات شخصی من هست و من حق وارد شدن به حریم دیگران رو ندارم، و این مطالب فقط منعکس کننده نظر شخصی من در مورد مسائل مذهبی رایج بوده و به شخص خاصی مربوط نشده. به هر حال عذرخواهی من رو – اگر باعث رنجش ناخواسته کسی شده – پذیرا باشین. تمام انسانها از نظر احترام در یک مرتبه قرار دارن و همه با هر عقیده و مرامی برای من قابل احترامند.

سوم: دروغ، دروغ، ادعا:
شاید تنها چیزی که من رو این مدت رنجونده، اظهار نظرهای کذبی بوده در مورد حرفه و کار مورد علاقه من. بازهم اینجا باید تاسفم رو نسبت به موضوعی بیان کنم. متاسفانه تو کشور ما، این احساس بین نوجونامون (شایدم جوونا) وجود داره که نمی تونن بعضی چیزها رو با صبر قبول کنن. مثل همون دوستی که نظرش رو اول این مطلب براتون نوشتم. ببینید، من یه برنامه نویس و طراح وب هستم. کارهایی که من این چند سال انجام دادم برای همه کاملن روشنه و احتیاجی نیست که من مجددن براتون شرح بدم که من کی هستم یا چه کار میکنم. اگر سوالی از من پرسیده شده، من جواب صادقانه رو (تا جایی که به امنیت شخصی من خدشه وارد نکنه) ارائه دادم ولی خیلی سنگینه وقتی کسی سوالی بپرسه، جواب رو بشنوه، ولی در مقابل این جواب، بدون اطلاعات قبلی و کامل با پر رویی و خودبینی کامل فورن بگه: «دروغـــه». تا جایی که من می‎دونم دروغ به دو علت گفته میشه: علت یک: پای منفعت شخصی در میان باشه، در این حالت شخص برای پیش بردن کار و زندگیش و رسیدن به هدفش ممکنه دروغ بگه. علت دوم: شخص دجار ناهنجاری های شخصیتی باشه. به این معنی که با این دروغ های، خودش رو بزرگ کنه چون ممکنه تو زندگیش دچار خود کم بینی باشه و یا برعکسش: خود بزرگبینی. و خوشبختانه من به علت دوم دچار نیستم. و دروغ گفتن در جواب یک سوال که هیچ سودی برای من نداره، فقط باعث پایین اومدن سطح شخصیت من میشه که من حاظر نیستم این ریسک رو قبول کنم. کسانی که باید من رو باور میکردن، قبلن باور کردن.

چهارم: فارسی نیوز:
من نمیدونم چه ادعایی در مورد این مورد داشتم که اینطوری ملت به من میپریدن؟ واقعا برام جالبه. درسته، فارسی نیوز نسخه یک فقط یک ترجمه فارسی از سیستم خبری Cutenews بود که من فقط به منظور کمک به دوستانی که به این سیستم نیاز داشتن اون رو به صورت رایگان و بدون هیچ چشمداشتی ارائه کردم. ولی بعد از ارائه این نسخه، نویسنده اصلی این برنامه که Georgi Avramov نام داشت با من تماس گرفت که کار من غیر قانونی هست و من اجازه فارسی کردن این برنامه رو ندارم (به قولی یه بنده خدایی: مدارکش تو وزارت خارجه موجوده!) بعد از این ایمیل، من تمامی نسخ فارسی نیوز یک رو از روی اینترنت برداشتم و به همراه دوست عزیزم «پدرام عظیمایی» شروع کردم به برنامه نویسی مجدد این سیستم، این بار خودمون سیستم رو کامل نوشتیم، و با استفاده از بعضی از توابع و امکانات Cutenews، برای کسانی هم که هنوز تو این زمینه شکی دارن، یکی از نمونه های این تغییرات رو مثال میزنم، فارسی نیوز ۳ از بانک اطلاعات MySQL استفاده میکنه ولی Cutenews هنوز یه سیستم ساده با بانک اطلاعات متنیه. و خیلی از مسائل دیگه که اینجا نمیشه بیان کرد. ولی خوب همه این بحث ها بی معنیه. من و پدرام ادعایی نداشتیم و نداریم. سیستم فارسی نیوز، به افتخار نام و زبان فارسی برای هموطنای ایرانیمون طراحی شده بود. کسانی که ازش استفاده کردن، نوش جونشون، کسانی هم که نکردن؛ لطف کنن دیگه انقدر اسم مبارک Cutenews رو تو سر من بدبخت نکوبن. ممنون میشم.

پنجم: ققنوس:
اینجوری که بوش میاد قراره توسعه این سیستم تا ابد طول بکشه. که این مطلب منو شرمنده میکنه. چون بارها و بارها قول دادم که آماده میشه و این بدقولیام باعث شده خیلیا دلسرد بشن. این آخرین و قوی ترین قول منه، با تموم قدرتم روی توسعه ققنوس کار میکنم تا به پایان میرسه. +خطاب به دوستانی که هنوز نمیدونن ققنوس چی هست: این هست!

ششم: خطاب به چند نفر:
فلانی، همه چیز برا هر دومون تموم شده. همه چیز.

درود
سالار.


۲۱ ديدگاه ذخيره شده در دسته: از این حوالی

ثبت ديدگاه


آدرس ايميل شما منتشر نخواهد شد.

ديدگاه‌ها ۲۱ ديدگاه


  • بهروز:

    سلام ( البته می دونی که این کلمه زیباترین و بهترین کلمه هست برای شروع هر چیزی )
    من احساسم این هست که تو تمام زندگیت رو جمع بندی کردی و سعی کردی یک نتیجه از تمام اتفاقاتی که برات افتاده بگیری و چون هر چیزی که نوشته می شود , ثبت می شود تو نیز تنها به همین اتفاقات ثبت شده بسنده کردی .

    سالار عزیز , دوران های زیادی در زندگی پیش می آید که انسان ها در زندگی آدم می آیند و می روند و همین طور خود ما هم در زندگی دیگران به آمد و رفت مشغول هستیم .
    اما ماها تنها کنترل زندگی خود , افکار خود , دیدگاه خود و تمام چیزهای متعلق به خود را داریم پس اگر کسی را از زندگیت حذف کردی رها کن تمام آن چیز هایی را پیرامون آن شخص است .

    اما اگر هنوز برایت مهم هست که دیگران چه می گویند پس هنوز آنها را حذف نکردی …

    سالار عزیز , به نظر من تو شخصیتی ماورای سنت داری , با دیدگاهی باز و منطقی زیبا به همه چیز مینگری اما دو اشکال را در تو می بینیم که امیدوارم ناراحت نشی :

    اول ) درونگرایی منفی , بدین معنی که بیشتر سعی می کنی در درونت مسائل را منفی ببینی
    دوم ) غرور نسبت به روابط

    به هر حال من همیشه گفته ام به داشتن دوستانی چون تو افتخار کرده ام و خواهم کرد . چه در خاطرت باقی بمانم یا حذف شوم .

    موفق باشی همیشه

    ۱۶ تیر ۱۳۸۸ - ۶:۵۶ ب.ظ
  • شهرزاد:

    salaram man be vojude to eftekhar mikonam .omidvaram hamishe to zendegi movafagh bashii ..duset daraaaaam.mach

    ۱۶ تیر ۱۳۸۸ - ۸:۵۷ ب.ظ
  • saba:

    salam
    man nazaramo be khodet goftam (ke edit kardi ok shod ) fek konam dg shayad lazem nabashe inja begam ?! GL

    ۱۶ تیر ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۰ ب.ظ
  • شهرزاد:

    salaram man asheghetam..mimiram barat..man behet ghol midam ke behtarin zendegiro vasat besazam..tori ke hameye gozashtato faramush koni..man motmaenam ke mano to khoshbakhtarin adamaye ruye zamin hastim..va omidvaram har ki mikhad beine maro beham bezan BEEEEEEP beshe…va harfe hamishegimun (me.u.together.forever)…asheghetam so muuuch..frenchhhhhhhkisss.

    ۱۷ تیر ۱۳۸۸ - ۱:۴۵ ب.ظ
  • شهرزاد:

    ino yadam raft……kheili duset daram ravanii..djhjkvhkhcfjhcjhcvhvchgcvjhcgjhcghjjjjjjjjjjcccccccccccccccccccccccc

    ۱۷ تیر ۱۳۸۸ - ۱:۴۶ ب.ظ
  • لازم نیست:

    تا حالا اسمت رو اینجوری خوندی سالار کابلی(kabli)آره درست خوندی از همین کابل های مسی
    :))
    پسر کابلی (kabli)شما از کدوم نوعش هستین مسی روکشدار کواکسیال کراس ide اسکازی
    خب می نوشتی بهتر بود می فهمیدیم
    سالار کابلی کواسیال اصل روکشدار
    چقدر یاحاله !!!!!

    ۱۹ تیر ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۰ ق.ظ
  • سالار:

    @لازم نیست
    مثل اینکه باید سن بازدیدکنندگان رو محدود کنم!

    ۱۹ تیر ۱۳۸۸ - ۵:۴۷ ب.ظ
  • sara:

    نسخه های زندگی ات را خواندم. خوشحالم امروز صفحه ی زندگی ات نام شهرزاد را بر خود دارد
    و برای شهرزاد نام سالار.
    خوشحالم.
    پاینده باشید هم خودتان هم عشق تان

    ۱۹ تیر ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۵ ب.ظ
  • سالار:

    ممنون سارا جان، لطف داری، تو از گذشته دوست خوبی بودی برام، همیشه هم برای من و شهرزاد خوب میمونی. درود.

    ۲۰ تیر ۱۳۸۸ - ۱:۴۸ ب.ظ
  • سید بهرام سیادتی:

    سالار و دوست دخترش، روز های بی انتها، فیلم امشب سینما های تهران و آمریکا :D

    ۲۰ تیر ۱۳۸۸ - ۱:۵۳ ب.ظ
  • Mahyar:

    salam Salar jan, khubi? agha yadesh bekheyr un zamana ke ba ham dust budim… delam gahi hanuzam kheyli vasat tang mishe pesare khub! yadete mosabeghate azmayeshgahi? az un mosabeghat toro mishnasam o khoshhalam! shad bashi pesar… :D

    ۲۰ تیر ۱۳۸۸ - ۴:۰۲ ب.ظ
  • سالار:

    یادمه مهیار، امروز داشتم عکسامونو میدیدم. خاطراتی زنده شد.

    ۲۰ تیر ۱۳۸۸ - ۹:۲۶ ب.ظ
  • میترا:

    salar mage dvd khoshk shod ke axaro nagah kardi
    omidvaram az in be bad khaterate ghashang va shade zendegito bekhonam

    ۲۱ تیر ۱۳۸۸ - ۱:۲۲ ب.ظ
  • nima:

    khaste nabashiiii

    ۲۲ تیر ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۱ ب.ظ
  • nima:

    khaste nabashi doste gerami

    ۲۲ تیر ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۲ ب.ظ
  • سالار نصرتی:

    سلام آقای کابلی! واقعا این ققنوس چی شد؟ چند ساله که منتظریم! هیچ تاریخ دقیقی نمی گید؟
    فقط بزودییییی… !!!

    ۲۳ تیر ۱۳۸۸ - ۴:۰۱ ب.ظ
  • sabiii:

    bah baah mese inke faghat ma mundim nazar bedim ye jurayi az ghafele aghabim.nazare khasi nadaram joz inke in chand beyt shere naghabelo taghdim konam be ba arzeshtarin dustam salar ke omidvaram hamishe shahede pishrafto taraghyash bashim
    istade budam montazer be omide dasti ke panjeream ra beruye roshanayi baz konad va to anra goshudi ba sekhavate khorshido rahmate baran.daneam ra az kavire nadani borun avardi va dar dashte elm ruyandi.man ba dasthaye to barvar shodamo roshd kardam to mara be entehaye dasht bordi dar anja aghaghihayi didamke nur mipashidand va az dyare shab gozar mikardand.to yek aghaghi be dastam dadi va rahamra roshan nomudi.sali jun vase hamechi azat mamnunam kheyli komakam kardi barat arezuye behtarinaro daram.movafagh bashi

    ۲۴ تیر ۱۳۸۸ - ۹:۰۵ ب.ظ
  • سید علی طباطبایی:

    در مورد فارسی نیوز کارتون عالیه . خدا خیرت بده و امواتت رو رحمت کنه دوست گلم. آفرین.

    ۲۶ تیر ۱۳۸۸ - ۹:۴۱ ب.ظ
  • سالار:

    سید علی طباطبایی :

    در مورد فارسی نیوز کارتون عالیه . خدا خیرت بده و امواتت رو رحمت کنه دوست گلم. آفرین.

    ممنون دوست عزیز. انجام وظیفه بود.

    ۲۶ تیر ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۳ ب.ظ
  • آرملن دلتا:

    salam Salar Jooon Vaghan Az In hame Zahmate ke keshede khele jay tashakor vjood dare // vasat arezoy movafaghyat mekonam dar tamame arsehay Zendeg Ba TashaKor

    GrOup Delta Hacking MahabaD

    ۰۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۴:۲۱ ب.ظ
  • shaghayegh:

    bainke hano0z natonestam matlabato bekhonam sallari wali midonam ke mese hamishe khob neveshti

    ۰۱ آذر ۱۳۸۸ - ۷:۴۸ ب.ظ