از جان خود سیری…

شنبه، ۲۱ دی ۱۳۸۷

چه پیغامی که جز با یک زبان گفتن نمی‎داند،
چه سلطانی که جز در خانه‎اش خفتن نمی‎داند،
چه دیداری،
که جز دینار  و درهم از شما سفتن نمی‎داند،
به دنبال چه می‎گردی؟ که حیرانی…
خرد گم کرده‎ای شاید نمی‎دانی…

همای از جان خود سیری، که خاموشی نمی‎گیری،
لبت را چون لبان فرخی دوزند، تو را در آتش اندیشه‎ات سوزند،
هزاران فتنه انگیزند، تو را بر سر در میخانه آویزند!

این ترانه از گروه مستان با صدای همای، تن منو میلرزونه،
اگر کمی به این قطعه فکر کنید، میفهمید که منظورم چی بوده.

ترانه رو میتونید از اینجا داونلود کنید و گوش بدید و لذت ببرید.
درود.


۵ ديدگاه ذخيره شده در دسته: عمومی

ديدگاه‌ها ۵ ديدگاه


  • seied:

    سلام بر شما وب بسیار عالی دارید .خوشحال شدم با شمای دوست اشنا شدم موفق و سلامت باشید برادر شما سید محمد

    ۰۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۵:۳۷ ق.ظ
  • eset.2012:

    اینکه ته عرفانه
    کجاش تنتو میلرزونه بگو ماهم بدونیم :دی
    این آخری هم که بولدش کردی “تو را بر سر در میخانه آویزند” منظور حسین بن منصور حلاج
    هست نمیدونم واسه همین بولدش کردی یا واسه چیز دیگه ای اما میخوام نظرت ررو در مورد این شعر بدونم

    فرخی هم یه ماجرایی مثل حلاج داره که لباش رو واسه ابنکه زد دولتش حرف میزنه بهم میدوزن

    ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۸:۴۸ ق.ظ
  • eset.2012:

    ببخشید” ضد دولت “رو اشتباه نوشتم

    ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۸:۴۸ ق.ظ
  • سالار کابلی:

    @eset.2012
    بخاطر خودم بولدش کردم.
    اینکه تنو میلرزونه یا نه نظر شخصیه. تن منو میلرزونه.
    ممکنه بعضی ها با آهنگ ساسی مانکن موهای تنشون سیخ شه. شخصیه این مساله.

    ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۱:۵۲ ب.ظ
  • eset.2012:

    ساسی مانکن
    rolling on the floor
    بسی خندیدیم

    ۰۴ بهمن ۱۳۸۸ - ۱:۱۵ ق.ظ